تبلیغات
چند خــــط بعد از دلتنــــگی... - متنفــــــــــــــرم ...

چند خــــط بعد از دلتنــــگی...

"together for ever"

متنفــــــــــــــرم ...

بسه خستم
اگه میبینی چشامو بستم
اگه دارم تورو میپرستم
میخوام بدونی پای تو هستم.........

متنفرم  ازین که
چیزی که انتظارشو نداشتم اتفاق بیوفته...
متنفرم  ازین که
دستم به قلم نمیره ..!
الان بیشتر از هر چیزی به نوشتن نیاز دارم ...
به نوشتن در مورد چند ماه اخیر .... چند هفته اخیر ... و .... چند روز اخیر.....چند ساعت اخیر .... چند ثانیه اخیر .... که چجوری گذشت ....
به نوشتن در مورد این که
چه حس و حالی داشتم........
به نوشتن در مورد دوستای واقعیم و مجازیم...
به نوشتن در مورد این که 9 ماه با محدثه و دوستام گفتم و خندیدم ... ولی هیچکی و هیچکودوم از دوستام متوجه نشد که من تو این نه ماه شکستم و دوباره عاشق شدم!
آره ... هیچکی مثل من از رو نوشته و حرف زدن نمیتونه بفهمه که طرف یه چیزیش هست....
هیچکی مثل من با یک جمله نمیفهمه که طرف غم بزرگی داره و هیچکی مثل من نمیشینه پای درد و دلاش و سعی کنه مشکلاتشو حل کنه .... چه اقتصادی ... چه عاطفی و چه اجتماعی .....
آخرشم ...
چقد دوست داشتم یکیم واسه من اینکارو میکرد و میگفت سحر؟؟؟ چته؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا نوشته هات غمگینن .... چرا ساکتی؟؟؟؟؟
زهی خیال باطل ....
اهان داشتم میگفتم
از اینم دوست دارم بنویسم که چه حالی میشی وقتی نزدیک ترین فردت یه چیزیو ازت پنهون کنه و تو بدونی داره پنهون میکنه ولی نتونی چیزی بگی .......
هر چند دیگه عادی شده و به دروغاش عادت کردم .....!!!

بیخیاله غم دنیا ..!!!


یه چیزی بگم بخندین ...
دخترا قبل از ریمل زدن ._.
دخترا بعد از ریمل زدن *-*
مگه نه ؟ =))


[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ سحر ] [ خفه ..!() ]