تبلیغات
چند خــــط بعد از دلتنــــگی... - مطالب خرداد 1392

چند خــــط بعد از دلتنــــگی...

"together for ever"

سخــت تریـــن کارٍ دنیـــا

سخــت تریـــن کارٍ دنیـــا بی محلـــی کــردن به کســـی است

 که بـا تمـــامٍ وجـــود دوسش داری ...!


[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 03:53 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

دلتنگی

دلتنگی هایت را در آغوش بگیر و بخواب …

                                    هیچکس آشفتگی ات را شانه نخواهد زد …
این جمع پر از تنهاییست...




طبقه بندی: عاشقانه، تلــخ نوشــته،
[ سه شنبه 28 خرداد 1392 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

کار ِ دل

×××لعنت به پای ِ رفتن وقتی که کار ِ دل گیر است...×××



[ جمعه 24 خرداد 1392 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

یک غریبه می خواهم

یک غریبه می خواهم

بیاید

بنشیند،

فقط سکوت کند ...

و من...

هی حرف بزنم ،

بزنم و بزنم و ...

تا کمی آرام شود

بعد ...

بلند شود

برود

انگار نه انگار ....



[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:37 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

زیباترین دیالوگ پدر ژپتو

زیبا ترین دیالوگ پدر ژپتو:


       پینوکیو چوبی بمون


              دنیای ما آدما سنگیه....


[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:32 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

چوپان قصه ما

چوپان قصه ما

دروغ گو نبود

او تنها بود و از تنهایی ، فریاد گرگ سر می داد !

افسوس !

کسی تنهایی اش را درک نکرد

و همه در پی گرگ دویدند

بی آنکه تنهایی اش را بفهمند

در این میان 

فقط گرگ فهمید چویان چقدر تنهاست...!





طبقه بندی: عاشقانه،
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:25 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

روبراهم

حالم را پرسیدند،

 

گفتم : روبراهم

 

اما !

 

                      کسی نفهمید که رو به کدام راهم !...






طبقه بندی: تلــخ نوشــته،
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:21 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

لحظه مرگ


خدایا!

 

به من زیستنی عطا کن

 

که در لحظه مرگ

 

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است

 

حسرت نخورم - و مردنی که !

 

بر بیهودگی اش،سوگوارنباشم

 

بگذار تا آن را خود انتخاب کنم- اما

 

آن چنان که تو دوست داری

 

"چگونه زیستن" را تو به من بیاموز

 

                        "چگونه مردن" را خود خواهم آموخت!






طبقه بندی: خــــــــدا،
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:19 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

خدایا !



خدایا !

 

همه ی خنده های تلخ امروزم را میدهم

 

یکی از گریه های شیرین کودکی ام را

 

پس بده...





طبقه بندی: خــــــــدا،
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:17 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

اجازه خدا؟

اجازه خدا؟

 

میشه من ورقمو بدم ؟

 

میدونم وقت امتحان تموم نشده

 

ولی ...

 

 

                من خسته شدم .





طبقه بندی: خــــــــدا،
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

دوراهی

دوراهی بین  انتظار و فراموشی

 

دانی که چیست ؟...

 

فراموش میکنی ...

 

زمان می گذرد 

 

می فهمی باید منتظر می ماندی

 

و گاه ...

 

منتظر می مانی 

 

اما ...

      میرسی به اینکه

 

                          زودتر از اینها باید فراموش میکردی...





طبقه بندی: عاشقانه، تلــخ نوشــته،
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 05:12 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

مــــــن

مــــــن هرکی باشـــــــم بــــذار باشــــم

چــــون ایــــــن زندگیـــ مال منهـــ

نه مال تــــ.و




طبقه بندی: تلــخ نوشــته،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

ارامـــ ارامـــ راه میرومــ

 

ارامـــ ارامـــ راه میرومــ

افتابــ دستـ نوازششـ را بهـ صورتمـ میکشـــد

نسیمـ صورتمـ را در اغوشـ میکشـد و موهایم به استقبالشـ میرونــد

پاهایمـ نظارهـ گر علفـ هاییـ استـ کهـ در تنهاییـ سبز شدهـ انـد

و در مسـیر زندگیـ سـر بر میـ اورنـد

و دستانمـ...

دستانمـ تهیـ هسـتند

جایـ او در میـانـ دستانمـ استـ

ارامـ خـود را در اغوشـ میگیرم و بهـ اسمانـ مینگرمـ

چهـ صبح زیباییـ...!

با بــاد همــراه میشومـــ

نسیمـ بویــ خوشـ یـار را بهـ مشاممـ مــیرساند

ماننــد تشنهـ ایـ در میـان بـاد بهـ سویـ او میــروم

تــا بــا وجودشـ سیرابـ شومــ

انجـا را نگاهـ کنـ...

جاییـ کهـ با چشمانشــ مانند خورشــید بهـ منـ میدرخشـد

میـ ایستمـ... طلوعیـ از عشقـ بر قلبمـ ریشهـ کردهـ

اکنونـ با هـر قدمـ قلبمـ عاشقتـر میـ شـود

بهـ جـلو میــرم... دنیـا زیـر پایمــ عاشقتــر شدهـ استـ

چهرهـ اشـ قلبمـ را واژگونـ میکنـد

سرمـ را بهـ زیر میـ اندازمـ

بـا دستانشـ به صورتمـ جانـ می بخشـد

گرمایـ نوازششـ را بـر گونهـ هایـ خیسمـ حسـ میکنمـ...!

چه زیباستـــ!

این جادهـ ادامهـ دارد...

در ایــن سالها تنها همسفرمــ تنهاییـ بود

او اکنونـ رفتهـ و دستانمـ را بهـ دستانـ دیگریـ سپردهـ

و قلبمـ را بـا قلبـ دیگریـ پیوند دادهـ...

دستمـ را ارامــ میگیرد

روحمانــ همراهـ میشود 

ارامــ بهـ جادهـ مینگریمــ

اکنونـ دیگر اینـ جادهـ خالیـ نیســت

هر لحظهـ عاشقتــر استـ و با هـر قدمـ گلیـ می رویـد

((اینــجا خــدا نزدیکــ استــ))

او با هــر نفسـ با ماستــ و بهـ زندگیـ معــنا میــ بخشد

چشمانمــ را میبندمــ

انـ جادهـ محــو میـ شـود و خـود را در خیــابانیـ می یابمـ 

و سرمـا وجودمـ را میگیـرد

چه رویایـ شیرینیـ...

سرمـ را بهـ زیـر می اندازمـ

و دســتـ در دستانشــ بهـ انتهایـ خیابانـ می رومــ

 





طبقه بندی: عاشقانه، تلــخ نوشــته،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

مَنْـــ مے دانم

 

مَنْـــ مے دانم

دِلَـ ـ ـ ـم تا هَمیشـﮧ دَر وَسـ ـ ـط تریےْ نُقطِہ ی زِندگیتْـــ ـــ جا مانِدـهـ ...

جایے بِین خواسَتنْـــ ـ‌ وــنَخواستےْ ...

جایے بینِ بودَטּ وـنبودَטּ ...

جایے بینِ رَفتنْـــ‌‌ وـنرفتےْ ...

جایے بِیےْ ....... این نُقطہ هاے خالے ... جـ ـ ـا ماندہ اَم....





طبقه بندی: عاشقانه،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

زنــــــ


 

من بعد از تو متولد شدم... 

من زن ام  

همان حوایی که تو را از بهشت برین آواره ی این کویر اضطراب کرد... 

من همان کینه ی کهنه ی هزاران ساله ام..

گرچه هنوز هم خام فریب های زنانه ام می شوی

وقتی یک جوری به شال قرمزم زل می زنی ... می دانی قرمز رنگ قشنگیست؟

وقتی به خودت اجازه دادی و پاکی ام را فدای هوس هایت کردی باز هم سکوت میکنم

نمی دانم چه مرگم می شود که فریاد نمی زنم تو خیلی وقتها خیلی چیزها را نمیبینی...

شرم چشمانم....و سرخی گونه هایم را وقتی کلمات پاستوریزه نشده ات را روانه ی من می کنی می بینی؟ 

تو از چشمانم فقط مقدار زیبایی اش را می بینی ...غمش را ...... حرفش را نادیده می گیری 

تو همیشه پاک تر از من بودی و من می شوم بلای آخر الزمان... من عصیان می کنم

فقط یاد گرفتی مرا سرزنش  کنی که چرا فاطمه (س)نیستم؟(به من بگو تو چقدر علی ) شدی؟؟!!

من در عصیان فروغ غرق می شوم و تو بی شرمانه می گذری  من دلم را باتو لای همان گل های سرخی 

که نمی دانم برای چند نفر بردی جا می گذارم ...   من دلم را توی چشمانت جا میگذارم وتو راحت می روی 

...روحم زن می شود و تو مرا جا می گذاری...من می آفرینم ...

من با درد می آفرینم و با یک لبخند کودکم عاشق می شوم ...  

من زن می شوم...من مادر می شوم ...من زیبا می شوم ...من احساس می کنم... شعر می گویم ...

من عجیبم ...اشک می ریزم... من فال های حافظ را اگر اسم تو نباشد باور نمی کنم... 

من اگر عاشق شوم ، نمی توانم ...تو اگر عاشق نشوی هم می توانی... 

من اگر بی وفا شوم خائنم و تو ...مردی فقط ... 

مرد ... 

این کلمه ی سه حرفی عجیب برایم سخت می شود گاهی اوقات... 

اگر نخواهمت ...باز هم سایه ات را برای مصلحت می خواهم ...

مصلحتی که مردان قانون نویس تعیین می کرده اند

من، دختر حوا یاد گرفته ام.. عریانی دلم را لااقل بگذارم برای کسی که با دستانش می بخشد 

و با چشمانش می گوید... من دختر همان حوایم...هنوز هم سیب می چینم...

و تو هنوز آدم نشدی...من بعد از تو آمدم ... نمی خواهم دوم باشم ولی ...

اول هم نمی خواهم باشم...سایه ی تو  هم نیستم ... 

من می خواهم زن باشم شانه به شانه ی تو
 


[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

رَفتـــ ـــ ــ ـ

 

هیــــچ نبَـــود . . .

آدمــش کــردم . . .

بـــاتعــریــف هــاَ
ے من شَخصـیت پیـدا ڪَـــرد

زیـــاد از خـوبــے هــاے نـَداشـــتــﮧ اش بــَـرایــش گــُفـــتم

بـــاور ڪَـــرد و مــَـرا ڪُــوچَڪ دیـد و َ

رَفتـــ ـــ ــ ـ



[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

الـو ... الو... سلامـ

 

الـو ... الو... سلامـ 

کسیـ اونجا نیستـ ؟؟؟؟؟ 

مگهـ اونجا خونهـ ی خدا نیستـ؟ 

پسـ چرا کسیـ جوابـ نمیدهـ؟ 

یهو یهـ صدایـ مهربونـ! ..مثلـ اینکهـ صدایـ یه فرشتسـ .بلهـ با کیـ کار داریـ کوچولو؟ 

خدا هستـ؟ باهاشـ قرار داشتمـ.. قولـ دادهـ امشبـ جوابمو بدهـ. 

بگو منـ میشنومـ .کودکـ متعجبـ پرسید: مگهـ تو خداییـ ؟من با خدا کار دارمـ... 

هر چیـ میخوایـ به منـ بگو قول میدمـ به خدا بگمـ .

صدایـ بغضـ آلودشـ آهستهـ گفتـ یعنیـ خدامـ منو دوستـ ندارهـ؟؟؟؟ 

فرشتهـ ساکتـ بود .بعد از مکثیـ نهـ چندانـ طولانیـ:نهـ خدا خیلیـ دوستتـ دارهـ.مگهـ کسیـ میتونهـ تو رو

 دوستـ نداشتهـ باشه؟ 

بلور اشکیـ کهـ در چشمانشـ حلقهـ زده بود با فشار بغضـ شکستـ وبر روی گونه اشـ غلطید وباهمان بغض

 گفتـ :اصلا اگهـ نگیـ خدا 

باهامـ حرف بزنهـ گریهـ میکنما... 

بعد از چند لحظهـ هیاهویـ سکوتــ ؛ 

بگو زیبا بـگو .هر آنچهـ را که بر دل کوچکتـ سنگینیـ میکند بـگو..

دیگر بغضـ امانشـ را بریدهـ بود بلند بلند گریهـ کرد وگفتـ:خدا جونـ خدایـ مهربونـ،خدای قشنگمـ

میخواستمـ بهتـ بگمـ تو رو خدا نذار بزرگـ شمـ تو رو خدا...

چرا ؟اینـ مخالفـ تقدیرهـ .چرا دوستـ نداریـ بزرگـ بشیـ؟

آخهـ خدا منـ خیلیـ تو رو دوستـ دارم قد مامانمـ ،ده تا دوستتـ دارمـ .

اگهـ بزرگـ شمـ نکنهـ مثلـ بقیهـ فراموشتـ کنمـ؟ 

نکنهـ یادمـ برهـ کهـ یهـ روزیـ بهتـ زنگـ زدمـ ؟

نکنهـ یادمـ برهـ هر شبـ باهاتـ قرار داشتمـ؟

مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .

مگه ما باهم دوست نیستیم؟

پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟

خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟

مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:

آدم ،محبوب ترین مخلوق من..

چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...

کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا

 میگرفت

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ... 

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی... 

کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخند برلب داشت برای همیشه به خواب فرو رفت



[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:55 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

بدون شرح!

 

هنگامی پسر ها سربه زیر می شوند که سنگ فرش خیابان ها ایینه کاری شود.

چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟

معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند!

ببین خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای

صحبت کردن استفاده میکنند ولی زنها از سی هزار کلمه . دیدید ثابت شد شما زنها

بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟ خانم : هیچ هم همچنین چیزی نیست . فوقش ثابت

شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره …! ببخشید چی

گفتی؟؟

مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی ؟

خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی

دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقل افریدی؟خدا میگه برای

اینکه

تو رو دوست داشته باشه

فالگیر : فردا شوهرتون میمیره

زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟

نازک ترین کتاب دنیا : چیز هایی که مردان در مورد زنان میدانند!!! دخترا بالا میرند !!!

وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟

هیچی ، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده

به پنجاه تا مرد در ته اقیانوس چی میگن؟

یک شروع خوب !!!

به زنی که همیشه میدونه شوهرش

کجاست چی میگن؟ (بیوه).

مرد : عزیزم ، من میخوام از تو خوشبخت ترین زن دنیا رو بسازم

زن : خیر پیش!!!

بهترین انتقام از زنی که شوهرتون را از چنگتون در آورده چیه؟

بذارین شوهرتون مال اون بمونه !

مامان ، من شنیده ام تو بعضی از کشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همدیگه رو

نمیشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جای دنیا وضع همینه !؟

پسرها به ۵ گروه تقسیم میشن

‌گروه اول پسرایی هستند که دخترا رو بدبخت میکنن!

گروه دوم پسرایی هستند که اشک دخترا رو در میارن!

گروه سوم پسرایی هستند که جوون دخترا رو به لبشون میرسونن!

گروه چهارم پسرایی هستند که کاری میکنن دخترا روزی ۱۸ بار‌آرزوی مرگ کنن!

گروه ۵ پسرایی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن

شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید !؟

جواب : زنی که به او نشان دهد چطور از آنها استفاده کند

وقتی خدا حوا رو آفرید چی گفت؟

کار نیکو کردن از پر کردن است !!!

بهترین مدرک دروغ بودن قصه ها چیه؟

مجرده ! شاهزاده افسانه ای همیشه خوش تیپ و باهوش و پولدار و مجرده

آگهی نیازمندی : به پنج مرد زرنگ و کاری یا یک زن نیازمندیم !!!

زن خودش را زیبا می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد،

تکامل یافته تر از مغز اوست !





طبقه بندی: طنز،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

ایـنجـا در قلبــ منـ

 

ایـنجـا در قلبــ منـ حد و مرزیـ برایــ حضور تو نیستــ



بهـ منـ نگو کهــ چگونهـ بیـ تـــو زیستنــ را تمرینـــ کنمـ



مگر ماهیــ بیرونــ از آبــ میــ تواند نفســ بکشــد؟؟؟



مـگر میــ شود هوا را از زندگیمــ برداریـ و منـ زندهـ بمانمـ؟؟؟



بـگو معنیـ تمرینـ چیستــ؟؟؟



بریدنــ از چهـ چیز را تمرینــ کنمــ؟؟؟



بریدنـ از خودمـ را؟؟؟ 





طبقه بندی: عاشقانه،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:52 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

قانونــ زیر پا موندهـــ

 

If all the clouds rained together, the carpet's flowers

would not blossom

this is the rule of being trodden

اگــر همهـ ابر هـا همـ ببارنــ گلهایــ قالیـ جوونهــ نمیزننــ

اینــ قانونـــ

زیر پـــا موندنهــ

sweet things



[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:51 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

موجـ


if wave did not exits, coast's security would not be

PLEASENT

اگهــ موجـ نبود امنیتـــ ساحلــ

دلچسبــ نمیشــد




[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:51 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

مـــــرد باشـــ!!!

وقتی یه زن باهات بحث میکنه،

 غر میزنه،

 قهر میکنه،

 دلش میگیره،

 از دستت گریه میکنه،

... میگه...میگه...میگه و اشکش سرازیر میشه و ،

 مجبورت میکنه حرفشو گوش بدی،

 خوشحال باش!

 براش مهمی که اینجوریه!

 اگه همش صدات میکنه،

 اگه دوسش داری،

 ذوق کن..

 چون خیلی دوستت داره ....

 سکوت یه زن خیلی معنی داره .....

 یعنی:

 خسته شده ...

 دیگه کم آورده ..

 دیگه تموم شده ..

 یعنی نا امیـــــــــــــــــــــد شده .....

 اگه مردی..

 اگه عاشقشی...

 قدر مهربونیاش رو بدون..

 بزار از ابراز عشقش به تو انرژی بگیره ....

 بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشی .....

 بهش بگو چقدر دوسش داری .....

 زن به همین راحتی آروم میگیره .....

 تو فقط یه کم مــــ ـــ ـــ ــــ ــــ ــــ ـــرد باش !!
 




طبقه بندی: عاشقانه،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

בوُستَتــــــ בآرَمـــ

میگَـטּ ـهــَـرچـے بــِﮧ عِشقِتــــ بگـے בوُسِتــــ בآرَمــ 

اوُטּ بــے تَفـآوُتـــ تــَـر مـے شـِـﮧـ 

وَ تــُـو عــآشِقتــَــر 

وَلــــے 

مـَטּ בوَسِتـــ בآرَمــ عــآشِقتــَــر بشَمــ 

حَتـّے اَگـِـﮧ روُز بــﮧ روُز اَز چشمــآتـــــ بیُفتَمــ

پَـســ בوُستَتــــــ בآرَمـــ عِشقـــِ مـَטּ




طبقه بندی: عاشقانه،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

نیمیـــ تو نیمیـــ من!!!


نیمی خوابم و نیمی بداریم،نیمی انسان و نیمی فرشته ام و همواره از تو نوشته ام

گریه ها و خنده ها،بال های پرنده ها،هر چه بود و هر چه هست،لحظه های بی شکست

قصه های وا پسین،عشق های آتشین،افتاب و آسمان،قلب های مهربان،جلوه ای از حضور توست

نیمی آوازم و نیمی سکوتم،نیمی نور و نیمی سوت و کورم و همواره از تو دورم

به رنگین کمان که مینگرم،به عطر های بی کران که دست میزنم از تو دور تر میشوم

این همه فاصله را چگونه تاب بیاورم...؟؟؟؟

 کاش میتوانستم برای شب های وحشی ام کمی مهتاب بیاورم.

 کدام کتاب رو بخوانم؟کنار کدام خوشه انگور بمانم؟به سوی کدام اقیانوس پارو بزنم؟

 چیکار کنم با مظلومیت پیراهنم؟کدام سیب بوی دهان تو را میدهد؟

 بوی عشق و مهربانی را.

 در چشم چه کسی تصویر تو شفاف تر می نشیند؟

 چه کسی روز و شب تو را از پنجره ای که دلش بخواد می بیند؟

وقتی با توام چراغ اتاقم خاموش نمیشود و هیچ خاطره ای فراموش نمیشود.

 وقتی با توام ملکوت در دست های من است و میتوانم به همه فرشتگان فخر بفروشم.

 نیمی سلام و نیمی بدرودم،نیمی کویرم و نیمی رودم و امشب باز تو سروده ام.

 همه ستاره ها به زمین به دیدار این دل غمگین آمدند





طبقه بندی: عاشقانه، تلــخ نوشــته،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

everybody waved

everybody waved hands to me

but

just a few hands

waved ME

همهــ برامــ دستــ تکونـــ دادنـــ

ولیـــ

کمـــ بـــود دستانیـــ کهـــ

منـ ـ ـ ـو تکونــ دادنـــ





طبقه بندی: انگلیسی،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

اگه دوسم داری بهمـــ بگو

There are 2 things in life that are very painful


one is when your love loves you and doesn’t tell you

 AND

second when your love doesn’t love you and tells you


دوتــا چیــز خیلیــ درد دارهــ :


وقتیــ عشقتــ دوسِــتـــ دارهـ و بهتــ نمیگهـــ 

و 

وقتیــ دوسِتــ ندارهــ و بهتــ میگهــ    





طبقه بندی: عاشقانه،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:43 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

تو را نوازشــــ میکنمـــ

تو را نوازشــــ میکنمـــ

حسّمــــ نمیکنیــــ

سرتـــ داد میزنمـــــ

نمیفهمیــــ

فقـــط میخواهمــــ کنارتــــ باشمـــ

امانــــ از روح خستهــــ منــ!!!

کهـــ هرشبـــ در اغوشـــ تو جانـ میگیـــرد

امّــــــا

حسّــــم نمیـــکنیـــ!!!





طبقه بندی: عاشقانه،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 09:42 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

معنای خوشبختـــــــی

معنای خوشبختـــــــی این استــــــــ که
در دنیا کسی هستـــــ که بی اعتنا به نتیجه، دوستتـــــــــ دارد
.
.


[ شنبه 18 خرداد 1392 ] [ 10:58 ب.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

برای تو...





طبقه بندی: عکس نوشته،
[ شنبه 18 خرداد 1392 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

زندگی تعداد نفس ها نیست...





طبقه بندی: عکس نوشته،
[ شنبه 18 خرداد 1392 ] [ 11:14 ق.ظ ] [ سحر ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]